تبليغاتX
هر چی بخوای هس ...

هر چی بخوای هس ...

بزرگترين مركز دانلود نرم افزار و ترفند

قالب هک .::new::.

قالب جدید برای هکر های حرفه ای

 

   

دانلود کن

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20:35  توسط   | 

شنل قرمزى

يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم . چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی . مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه . شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . فقط خواستين برين بهشت ...  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:36  توسط ahura  | 

معجزه رياضی قرآن




حتما اين پست را در ادامه مطلب بخوانيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:38  توسط ahura  | 

سوالات کنکور 3

تست های فرهنگی هنری

هنرپيشه معروف سينما ؟

الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت

هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟

الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟

الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:6  توسط ahura  | 

پوستر جرارد




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط ahura  | 

سوالات کنکور

ادبی :

ا – در بیت زیر منظور از ساقیا چیست ؟

« ساقیا آمدن عید مبارک بادت »

الف ) ساقیهایی که در کوچه و بازار می بینیم

ب ) کار و کاسبی ساقیا تو عید توپه توپه

ج ) ساقی کمر باریک

د ) ساق یا مچ ؟؟

 

2 – شیرین وفرهاد کجا مردند ؟ چرا ؟

الف ) زیر کوه بیستون ..چون ستون نداشت ریخت رو سرشون

ب ) بین کوه بیستون و باستون.... دلیلشو نمیدونم

ج ) بین بیستون و پیستون و رینگ و لاستیک چخ چخی

د ) به علت خوردن سیگاروکشیدن مشروب

3 - آرایه های ادبی چه نقشی در ادبیات دارند ؟

الف ) نقش فوق العاده مهمی دارند

ب ) موجب می شود اشعار مودبی داشته باشیم

ج ) نقش حیاتی را ایفا می کنند

د ) نقش بابان را هم ایفا می کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:1  توسط ahura  | 

نگاهى به دايره زنگى

کارگردان:  پریسا بخت آور

بازيگران:  باران كوثري، صابر ابر، مهران مديري، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، گوهر خيرانديش، نيما شاهرخ‌شاهي، نيلوفر خوش‌خلق، نگار فروزنده، اكرم محمدي، مليكا شريفي‌نيا، رامين راستاد، شاهرخ سخائي، اردشير كاظمي، محسن قاضي‌‌مرادي، امير نوري، كيانوش گرامي، آفرين چيت‌ساز، بهشاد شريفيان و مهدي پاكدل.

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: اصغر فرهادی
تهیه‌كننده: سیدجمال ساداتیان
مشاور كارگردان: اصغر فرهادی
مدیر تولید: مجتبی متولی
مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
تدوين: هايده صفي ياري
موسيقي متن: امير توسلي
طراح صحنه و لباس: كیوان مقدم
طراح چهره‌پردازی: ایمان امیدواری
صدابردار: بهمن اردلان
عكس: عبدالله عبدي نسب، سروناز مستوفي
آغاز فیلمبرداری: 20 شهریور

......................................................

خلاصه داستان:  تهران - جمعه؛ محمد و شیرین تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه صافكاری ماشین تصادفی را كه سوار آن هستند تامین كنند، شیرین جرات ندارد ماشین پدر را كه یواشكی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه ای در آپارتمانی در شمال شهر می‌شوند تا با كاری كه انجام می‌دهند، پول موردنیاز را تامین كنند. ورود آنها به آپارتمان اتفاقاتی را در پی دارد که ...

......................................................

يادداشت: - پریسا بخت‌ آور (همسر اصغر فرهادى) علاوه بر فعالیت‌های تئاتری، مجموعه‌های تلویزیونی پرمخاطبی چون « یادداشت های كودكی »، « پشت كنكوری‌ها » و « من یك مستاجرم » را ساخته است.
- هفتاد درصد فيلمبرداري «دايره زنگي» در يك آپارتمان واقع در اقدسيه مي‌گذرد.

......................................................

سال ساخت:  1386 

سال اکران: 1387 - (29 اسفند 1386) 

سينماهاي نمايش دهنده:   قدس، آزادی، ايران 2، فلسطین2، بهمن، پارس، جوان، عصر جدید، فرهنگسرای نیاوران، اریکه ایرانیان  

فروش: 570 ميليون تومان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:45  توسط ahura  | 

Persian Gulf

براى برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اى و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايرانى خواهشمندم روى لينک آبى زير کليک کرده و براى حذف نام خليج عربى آنرا امضا نماييد. کار سختي نيست.

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:45  توسط ahura  | 

جوامع الحکایات

كوزه نقره ای و كوزه سفالی

«شعبی» مردی دانا بود. هروقت برای مردم سوالی پیش می آمد، از او می پرسیدند.

روزی مردی از او پرسید: « نشانه ی آدمهای بخشنده و نیكوكار چیست؟»

مرد دیگری پرسید: « نشانه ی آدمهای بدكار و خسیس كدام است؟»

شعبی گفت: « آدمهای بخشنده و نیكوكار زود با مردم دوست می شوند و دشمنی و كینه بسیار كم و دیر بین آنها پیدا می شود. مثل كوزه ای از جنس نقره كه هیچ وقت نمی شكند و اگرهم آسیبی ببیند، خیلی زود درست و اصلاح می شود، اما آدم های خسیس اگر چه زود دوست می شوند، اما دوستی آنها دوامی ندارد. مثل كوزه ای سفالی كه زود ساخته می شود و زود هم می شكند. از كوزه سفالی شكسته نیز نمی توان هیچ استفاده ای كرد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:28  توسط   | 

بازی منچ

برای شما یک بازی منچ گذاشتم که می تونید دانلودکنیو و باهاش حال کنید

فقط کافیه روی عکس دانلود کلیک کنید

 

رمز :www.2nd.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:25  توسط   | 

جايزه 40 هزار يورويی برای مسابقه جهانی بازی موبايل

نوكيا برای پديد آورندگان بازيهای جديد تلفن همراه جوايز نقدی 40 ،20 و10 هزار يورويی در نظر گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی نوكيا در ايران، اين رقابت باعث می‌شود كه تمامی توليد كنندگان بازيها در هر سطحی كه هستند ترغيب شوند تا با بهره گيری از ايده ها وتفكرات جديد نخبگان در توليد بازيهای جديد انقلابی را پديد آورند.
بخش توليد بازيهای نوكيا از كليه طراحان بازيهای موبايل دعوت كرده است كه ايده های جديد ی كه باعث تحول در نوع بازيها شود را برای بررسی به نوكيا ارائه دهند. ايده ها بايد با بهره گيری از امكانات پيشرفته گوشيهای نوكيا از قبيل(N-GAGE) و جاوا باشد وبا گوشيهای سری40وs60 نوكيا نيز همخوانی داشته باشد.
به سه نفر كه بهترين و جديد ترين بازيها را ارائه داده اند قرارداد پيش توليد منعقد می شود ،جائزه نفر اول 40000 يورو بوده و به نفرات دوم و سوم به ترتيب 20000 و 10000 يورو پرداخت می شود تا انگيزه لازم در توليد بازيهای جديد و تحول در اين رشته را داشته باشند.
"شركت نوكيا با اشتياق فراوان اين چالش را در نوآوری بازيهای موبايل بوجود آورده است و اين يك فرصت استثنائی برای توليد كنندگان بازيهای موبايل در سراسر دنيا می باشد تا واقعاً تحولی عميق در اين صنعت ايجاد نمايند.
مارك اوليلا" مدير بخش بازيهای نوكيا ضمن ادای مطالب فوق اضافه كرد" قرارداد پيش توليد و جوائزنقدی 70000 يوروئی برای برندگان تنها بخشی از اين مسابقه است ،ما به برندگان اين امكان را می دهيم تا علامت مشخصه خود را روی بازيها گذاشته و در حقيقت با اين اقدام جهانی شوند".
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:40  توسط ahura  | 

ریزپردازنده ها و تفاوت فول و سلرون

ریزپردازنده ،CPU مهمترین عنصر سخت افزاری استفاده شده در یک کامپیوتر است که اغلب از آن به عنوان "مغز کامپیوتر " ، یاد می گردد. نوع ریزپردازنده استفاده شده در هر کامپیوتر ، تاثیر غیر قابل انکاری را بر تمامی ابعاد حیات یک کامپیوتر داشته و بنوعی ظرفیت عملیاتی و میزان رضایت کاربران در خصوص اجرای برنامه های کامپیوتری را مشخص می نماید. امروزه تولید کنندگان متعددی اقدام به طراحی و تولید ریزپردازندها ، می نمایند . پردازنده های پنتیوم و Celeron  دو نمونه متداول در این زمنیه بوده که تاکنون مدل های متفاوتی از آنان تولید و عرضه شده است . شاید برای شما جالب باشد که بدانید وجه تمایز و نقاط مشترک این دو نوع ریزپردازنده چیست ؟ بدین منظور به برخی از مهمترین خصایص تراشه های پنتیوم ۴ و Celeron ، اشاره می گردد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:34  توسط ahura  | 

دوران حرف e

روزگار حاضر را میتوان دوران حرف e دانست. تنها کافی است که یک پیشوند e به اول هر چیزی بیاورید تا نام آخرین تحولات در هر زمینه را بدست آورید.

تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، شهر الکترونیک، پرسشنامه الکترونیک، مجله الکترونیک،بانکداری الکترونیک، پست الکترونیک، موسیقی الکترونیک، دفتر الکترونیک، نشر الکترونیک، اعتبارمالی الکترونیک و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:32  توسط ahura  | 

ضرب المثلهای جهانی

انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:30  توسط ahura  | 

فن آورى Bluetooth چيست؟

امروزه دستگاه های الکترونیکی متعددی از فن آوری Bluetooth برای ارتباط بی سیم با سایر دستگاه های مجهز به این تکنولوژی استفاده می نمایند . علاقه مندان به استفاده از این تکنولوژی لازم است در ابتدا با ماهیت ، تهدیدات و نحوه حفاظت در مقابل خطرات احتمالی آشنا شوند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:29  توسط ahura  | 

دعوتنامه پرشينگيگ

سلام.
هر كس كه دعوتنامه پرشينگيگ(100 مگابايت فضاى رايگان) ميخواد فقط كافيه براى من يه آف بذارن.
اولويت با كسانى هست كه زودتر درخواست داده باشند.



باتشكر - پرنسس
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:16  توسط ahura  | 

پوستر رونالدو

سلام.
امروز براتون پوستر كريستيانو رونالدو را گذاشتم.
اميدوارم لذت ببريد.






+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:2  توسط ahura  | 

ارسطو و سربات

هروز یک حکایت

جوامع الحکایات

ارسطو و سربات

 

 

ارسطو، دانشمند معروفي بود كه همه دنیا، او را می شناختند. حكیمان و طبیبان مختلف، از هر گوشه ی دنیا می آمدند و از او چیزی یاد می گرفتند. در آن زمان طبیبی بود به نام سربات كه در هند زندگی می کرد. او هم بسیار معروف بود. سربات در شهر خود طبابت می كرد و در كار خود بسیار ماهر بود. او می دانست كه ارسطو استاد عمل جراحی است.

روزی سربات به طور ناشناس از هندوستان به یونان رفت. او ارسطو را پیدا كرد و مدتی به عنوان شاگرد در كنار او مشغول به كار شد. سربات از علم و دانش خود چیزی به ارسطو نمی گفت و همیشه وانمود می كرد كه هیچ علمی ندارد. او می خواست به راحتی روش معالجه كردن و جراحی ارسطو را یاد بگیرد.

 

شبی، مردی خوابیده بود و هزارپایی از راه گوش او به مغز سرش رسیده بود. آن مرد، تا مدتی در عذاب بود و عاقبت پیش ارسطو آمد و درد خود را گفت. ارسطو گفت: « باید تو را عمل جراحی كنم، اما ممكن است جان خود را از دست بدهی؛ البته امكان هم دارد كه زنده بمانی. اگر خودت اجازه بدهی و بزرگترهای تو، به این عمل جراحی رضایت بدهند، كار خود را با دقت انجام خواهم داد، شاید كه از این بلا نجات پیدا كنی.»

با این قول و قرار، ارسطو بیمار را به خانه خود برد و دارویی به او داد. آن مرد دارو را خورد و بیهوش شد. ارسطو دست به كار شد. استخوان كاسه سر او را با چاقویی مخصوص باز كرد و به مغزش رسید و هزارپا را دید. هزارپا تمام پاهای خود را در مغز آن مرد فروبرده بود واز جای خود تكان نمی خورد.

 

ارسطو خواست كه با انبری آن را بردارد، اما سربات كه از سوراخ در نگاه می كرد، فریاد زد: «استاد! مواظب باش. كارت تا اینجا درست بود، اما اگر آن هزارپا را با انبر برداری، پرده روی مغز، بر اثر كشیده شدن پاهای جانور، پاره خواهد شد. آن وقت كار تو به نتیجه ای نخواهد رسید.»

سربات وارد اتاق شد و گفت: « ای استاد! دستور بده تا سوزن جوالدوزی را در آتش داغ كنند، آنگاه، سوزن داغ را بر پشت هزارپا بگذار تا از حرارت آن پاهای خود راجمع كند و از مغز جدا شود. آن وقت آن را بگیر و خارج كن.»

ارسطو به مهارت و هوش سربات، آفرین گفت و از دقت او تعجب كرد. او درست همان كاری را كرد كه سربات گفته بود. طولی نكشید كه جانور را از مغز سر جدا كرد و استخوان جمجه را سر جای خود گذاشت و با داروهای مخصوص، روی زخم را پوشاند.

 

زخم سر بیمار كم كم خوب شد و مرد پس از مدتی سلامتی خود را به دست آورد. ارسطو نیز سربات را با احترام زیاد به هندوستان روانه كرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:52  توسط   | 

شهادت آب

نمونه ی زیر را مشاهده فرمایید و سپس فایل کامل این عکس ها محتوی حدود ۲۵ عکس را دانلود کنید

  

                                                 

 

                                                                                                    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:9  توسط   | 

کوچکترین دختر دنیا

اين دختر 14 ساله در هند زندگى ميكنه و فقط 58 سانتيمتر قد داره.
عكساشو تو ادامه مطلب براى دانلود گذاشتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:7  توسط ahura  | 

نا گفته های مرد هزار چهره

اميرمهدي ژوله كه به همراه محراب قاسم خاني و خشايار الوند با سرپرستي پيمان قاسم خاني، بخشي از داستان‌هاي سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» را نوشته است، درباره اظهار نظرهاي اخير نسبت به اين مجموعه در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: هر ساله در دنيا نمايشگاه‌هايي با نام هنرهاي مفهومي برگزار مي‌شود كه اثري را در آن نمايشگاه قرار مي‌دهند و هركس برداشت خود را از آن اثر دارد كه اكثر آنها به واقعيت شباهتي ندارد و منظور هنرمند از ساختن اثر، آن تعابير نبوده است.
وي افزود: در مورد سريال «مرد هزار چهره» نيز همين اتفاق افتاد. هيچ كس راجع به كمدي اين كار كه آيا ضعيف بود يا قوي، متن‌ها چطور بود، كارگرداني اثر متفاوت بوده است يا خير؟ حضور اين همه بازيگر و قصه پر و پيمان و ... حرفي نزد و همه مشغول تفسير بودند.
وي در ادامه گفت: موقعيتي كه اين سريال در ميان مخاطبان بدست آورد، بيشتر شبيه ليست خريدي بود كه مسعود شصت‌چي آن را خواند و روشنفكرنما‌ها شروع به تعبير آن با افكار خود كردند. قطعا اين كار نيز حرف‌هايي براي گفتن داشت، پرفكر و پرمغز بوده و نقادانه ولي تعبيرات خيلي بيشتر از آنكه ما انتظار داشتيم پراكنده و تعجب برانگيز بود.
وي در ادامه درباره شكل گيري داستان اين سريال نيز گفت: ما در همان ابتداي كار يك ماه و نيم براي طراحي كليت كار و طراحي موقعيت‌هايي كه اين فرد بايد در آن‌ها قرار مي‌گرفت وقت گذاشتيم و در نهايت 6 موقعيت براي اين شخصيت تعريف كرديم كه به خاطر اينكه برخي از آنها كشش بيشتري داشت و طولاني‌تر شد ما به 4موقعيت اكتفا كرديم كه شامل موقعيت پزشكان، نيروي انتظامي، شعرا و موقعيتي كه درگير يك آدم ربايي مي‌شد، بود كه براي موقعيت آدم ربايي با «امين حيايي» و «نيلوفر خوش‌خلق» صحبت شد ولي پس از جرح و تعديل‌ بخش‌ گروگانگيري اين موقعيت به بخش مافيا تبديل شده و در نتيجه حضور اين دو بازيگر نيز منتفي شد.
ژوله با بيان اينكه انتخاب موقعيت‌ها براساس جذابيت آنها براي مخاطب بود، اظهار داشت: در كمدي جابه‌جايي بايد موقعيتي كه يك آدم در آن قرار مي‌گيرد به اندازه كافي جذاب باشد و ما به اين فكر كرديم كه يك كارمند اداره بايگاني كه خيلي ساده و شريف است، در چه موقعيت‌هايي قرار بگيرد، جذاب خواهد بود و بر آن اساس موقعيت‌ها را تعريف كرديم.مسعود شصت‌چي اگر در چه موقعيت‌هايي قرار بگيرد خيلي دور از شخصيت واقعي اوست و آن تضاد كمدي اتفاق مي‌افتد؟ به همين دليل او را در موقعيت پزشكان، يك فرد ناشي، يك فرد ساده و ترسو در موقعيت نيروي انتظامي، يك فردي كه هيچ اطلاعاتي در زمينه شعر و ادبيات ندارد و يك فرد ضعيف در مافيا قرار داديم و قرار بود اين شخصيت در اين موقعيت‌ها در معرض 4 وسوسه شهرت، قدرت، محبوبيت و ثروت قرا بگيرد.
وي ادامه داد: از همان ابتدا قرار شد موقعيت شاعران براساس داستان «موخوره» نوشته «عزيز نسين» باشد كه بر اين اساس است كه يك شاگرد نانوا در يك كافي‌شاپ در جمع شعرا قرار مي‌گيرد و مجبور مي‌شود شعري از خود بخواند و چون شعري ندارد، ليست خريد نانوايي را خوانده و مورد تعريف و تمجيد شاعران قرار مي‌گيرد كه چه شعري است و چقدر حرف دارد پس او را به غار خودشان مي‌برند و در آن موقعيت با او هستند. در همين خلال قرار مي‌شود مجله‌اي بزنند و در ادامه همه كاسه كوزه‌ها را سر او خراب كرده و در نهايت رهايش مي‌كنند. ما تا يك جاهايي نعل به نعل داستان رفتيم اما در جاهايي به دليل كمبود زمان، چون موقعيت شاعران آخرين موقعيت بود نتوانستيم آن را كامل كنيم.
وي تصريح كرد: ما اين مسير را رفتيم و هيچ شخصيت حقيقي در كار مدنظرمان نبود. ما داستان اصلي را با جامعه خودمان تطبيق داديم و حواشي را كه به جامعه شاعران و روشنفكران تعلق دارد مانند شاعر نماها و روشنفكر نماها را نقد كرديم و اين نقد به جامعه شاعرنماها، انقلابي‌نماها و كساني كه فقط ادا در مي‌آورند و هيچ هنري ندارند بود و كساني كه يا از زمان خود عقب و يا دچار توهم هستند و فقط به جاي توانايي ادعا دارند را نقد كرديم و هيچ فرد خاصي مد نظر ما نبوده است.
اين نويسنده در ادامه گفت و گو با فارس گفت: در بخش كلانتري نيز قرار گرفتن يك آدم ضعيف در بحث قدرت مد نظر ما بود و تنها كسي كه در آنجا كار خلاف انجام مي‌داد، «مسعود شصت‌چي» بود كه رفتارهاي غلطش باعث شناسايي‌اش شد.
ژوله درباره بخش‌هاي حذف شده سريال نيز گفت: قرار بود بخش شاعران دو قسمت كامل باشد كه به دليل كمبود وقت، اين قصه جمع‌وجور و تبديل به يك قسمت و چند سكانس شد. در يك مقطع ما كم آورديم و در مقطع ديگر جمع‌بندي ماجرا بود. بخش‌هايي كه به قسمت دوم شاعران اضافه شد، باعث شد، آن قسمت‌ها هم كمرنگ‌تر شود البته از اول قرار بود سريال در 14 قسمت بعلاوه يك قسمت پشت صحنه ساخته شود كه اين اتفاق نيافتاد.
وي درباره تيزرهاي تبليغاتي اين سريال با حضور رضا رشيدپور در دفتر قزاقه‌منديان و نام محمدرضاحسينيان در تيتراژ سريال نيز گفت:بخش‌هاي مربوط به حضور رضا رشيدپور و محمد رضا حسينيان نيز شوخي با فيلم پدرخوانده بود كه در بخشي از آن سربريده يك اسب را در رختخواب يكي از شخصيت‌ها قرار مي‌دهند.
در آن بخش‌ها نيز داستان از اين قرار بود كه رضا رشيدپور بعنوان يك مجري نزد پدرخوانده مي‌آيد و از حسينيان كه مجري و رقيب اوست گله و شكايت مي‌كند. عوامل پدرخوانده براي تهديد آقاي حسينيان يك كله مرغ در رختخواب او مي‌اندازند و او از ديدن اين صحنه وحشت مي‌كند.
وي ادامه داد: انتهاي ماجرا نيز قرار بود زماني كه شصت‌چي از زندان آزاد مي‌شود، علي پروين به استقبال او بيايد كه به دليل اينكه به مسافرت رفته و از دسترس خارج شده بود و ضبط سكانس به عيد افتاده بود، ما از رشيدپور به جاي او استفاده كرديم. همين تغيير انتها باعث شد شوخي مربوط به رشيدپور و حسينيان حذف شود.
وي درباره ساير تعابيري كه از بخش‌هاي مربوط به شعرا شده بود نيز گفت:درباره اين بخش يكسري سوءتفاهمات پيش آمد. مثلاً زمانيكه قرار بود بخش شاعران را بنويسيم، تصميم گرفتيم كه آنها يك حلقه داشته باشند و چون خانه پيمان قاسم‌خاني در منطقه دروس تهران واقع است، قرار شد اسم اين حلقه را دروس بگذاريم يا در دادگاه سروش صحت بعنوان شاكي حاضر شده بود و كمدي‌اش اين بود كه با اينكه بعنوان شاكي حاضر شده، ولي آنجا خود معترض است و دلايل دادگاه را زير سؤال مي‌برد، اين شوخي در همين حد بود كه متأسفانه تعبيرپذير شد.
وي افزود: همچنين ما با اسامي مستعار شاعران شوخي كرديم و نام شاعري كه بزرگداشتش بود را از روي پلاك ماشين انتخاب كرده بوديم يا گريم سعيد پيردوست شبيه انيشتن بود ولي تعبير پيدا كرد در حاليكه من تأكيد مي‌كنم كه ما به هيچ‌وجه در نگارش داستان‌ها به افراد حقيقي توجهي نداشتيم و فقط يكسري رفتارهاي مدعيان شاعري، روشنفكري، عرفان‌هاي سطحي و... نقد شده بود و ما با نگارش اين بخش‌ها فكر كرديم كه شاعران و روشنفكران حقيقي به ياد حواشي اطراف خود ميافتند و كلي هم دلشان از ديدن اين تصاوير خنك مي‌شود.
وي در پايان گفت:ما معمولاً در كارهاي مشتركمان با مهران مديري تم ثابتي داريم كه نقد خودمان و مردم است و قصد داريم يك آينه‌اي جلوي خودمان بگذاريم و رفتارهاي ناشايست خودمان را در آن ببينيم كه يك جور كارهاي روانشناختي و روانشناسي و اجتماعي است و ربطي به مسائل سياسي و..... ندارد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط ahura  | 

راههایی برای اذیت کردن دوستانتون

1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:9  توسط   | 

شباهت پسر با دخت

۱-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:54  توسط   | 

جک

 

یارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
________________________________________
یه ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد
________________________________________
يه تركه ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم
________________________________________
يه تركه چشماش رو باز ميكنه گوشاش نمي شنوه
________________________________________
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني بري؟
________________________________________
تركه ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات گه خورده ميگم بيا پايين تركه كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دمه خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ تركه ميگه لباس بپوش بريم بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ، تركه يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات گه خورده بهت ميگم بيا پايين !!
________________________________________
تو اردبيل مانور مي ذارن... دشمن فرضي پيروز ميش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:50  توسط   | 

آزمايشات قبل از عقد در ايران!

والا دفعه‌هاي قبلي اينطوري نبود. از آزمايش و اين حرفها خبري نبود به خدا! ولي اينبار گفتن تا اسم آقا داماد رو صدا کرديم بايد بره آزمايش ادرار و خون و غيره بده! روي صندلي نشستم و منتظر موندم براي آزمايش اعتياد. يه آقاي قدبلند و لاغر مردني که انگار‍ تازه از سر منقل پاشده و اومده که آزمايش اعتياد بده، يه گالن آب گرفته بود دستش و قٌـلـٌپ قـٌلـٌپ ميرفت بالا، از اينور به اونور سالن قدم ميزد و زير لب غر ميزد که اي بابا! هرچي آب ميخوريم “نمياد که نمياد”‌!

بعد از ده دقيقه‌ صدام کردن و من هم رفتم به سوي “دستشويي برادران”. آقاي “مسئول نظارت بر امور جيش(!)” اونجا روي چهارپايه نشسته بود. تا من رو ديد لبخندي زد و گفت: ” آقاي داماد! مبارک باشه ايشالله!”. بوي تند دستشوئي داشت خفه‌ام ميکرد. به زور لبخندي زدم و تشکر کردم. يه ليوان يکبار مصرف (خالي) بهم تعارف کرد تا پر تحويلش بدم! زير چشمي‌ نگاهي کرد و گفت: “شيريني ما هم فراموش نشه!”‌. يه دستم ليوان و ساير مخلفات(!) بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به طرف دادم.

بعد گفتن صداتون ميکنيم براي آزمايش خون. صدام که کردن، رفتم توي يه اتاق ديگه. خانوم دکتر لبخندي زد و گفت: “به‌به! چه آقا دوماد خوش‌تيپي! مبارک باشه!”. سوزن آمپول رو تا اونجا که ميرفت فرو کرد توي رگ من بدبخت و گفت:” البته شيريني ما فراموش نشه‌ها!”‌. يه دستم به پنبه الکل روي بازوم بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به خانوم دکتره دادم.

از اتاق آزمايش خون که اومدم بيرون همون آقا لاغره رو ديدم که داشت با مسئولين اونجا جر و بحث ميکرد که: “آقا باور بفرمائيد هرچي آب ميخورم نمياد! ميشه من برم فردا بيام براي آزمايش”؟؟
گفتن کلاس معارفه و آموزش قبل از ازدواج تشکيل ميشه، بايد بريم دو تا کتاب تهيه کنيم و بريم سر کلاس تا آموزش ببينيم! يه خانومه بود که کتابهاي درسي(!) رو توزيع ميکرد، لبخندي زد و گفت: “مبارک باشه آقاي دوماد!”‌. دو تا کتاب آموزشي رو بهم داد و گفت: “البته شيريني ما هم فراموش نشه!”. يه دستم به کتابها بود، با دست اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به دختره دادم.

همراه با بقيه آقا دومادها سر کلاس توجيهي که رفتيم، آقاي دکتر با يه فيلم ويدئويي وارد اتاق شد. گفت آقايون دومادها خسته نباشيد! يه سري آموزشهاي قبل از ازدواج هست، البه شماها ماشالله همتون خودتون واردين!، يه جعبه هم اونجا رو اون ميزه، شيريني هاتون فراموش نشه!!” ، فيلم رو گذاشتو و خودش بدو بدو از اتاق خارج شد!

و اما اين فيلم خودش ماجرائي داشت! اولش که از همون اولين روز خلقت شروع کرد!:

“..و خداوند زمين را از دو جنس نر و ماده آفريد…”!

دو تا مرغابي نشون داد که احتمالا نر و ماده بودن و توي ‌برکه داشتن با هم شنا ميکردن. دو تا ميمون نشون داد که توي جنگل از اين شاخه به اون شاخه مي‌پريدن و جيغ جيغ ميکردن! يه روباه نشون داد با دوتا بچه روباه که باباشون احتمالا رفته بود اداره‌(!) يا دنبال شکار يه لقمه نون حلال براي زن و بچه‌اش. دو تا مرغ عشق نشون داد که داشتن نوکهاشون رو به هم ميزدن و درگوش هم شماره تلفن رد و بدل ميکردن و انداخته بودشون تو قفس! خلاصه يه 5 دقيقه‌اي رازبقا نشون داد، بعد يهو دوربين يه شات گرفت از ميدون امام حسين و صف اتوبوس خط تهرانپارس و برادران و خواهراني که غيورانه مثل مور و ملخ (همون راز بقاهه!)‌ كنار هم بودن! خلاصه ديگه کاملا بهمون ثابت شد که زمين از دو جنس نر و ماده آفريده شده!

بعد يه آقا دکتر مهربوني رو نشون داد که اومده بود و توصيه‌هاي ايمني ميداد! ميگفت ميخواين زنتون رو بوس کنين سعي کنين قبلش حموم برين که تنتون بوي عرق نده، دندوناتون رو مسواک بزنين، موهاتون رو قشنگ شونه کنيد. گفت خانومها هم بايد ياد بگيرن که تا شوهرشون مياد خونه آب دستشونه بزارن زمين و برن يه ليوان آب خنک براي شوهرشون بيارن! لباس آراسته بپوشن و با آغوشي باز از همسرشون پذيرايي کنن. يه آقاي هم نشون داد که اومد و اون هم همين رو گفت. گفت که اگر خانوم خانه “با آغوش باز” باشد اين از هر عبادتي بهتره. بعد باز دوباره آقاي دکتر اومد که بگه مسواک نشه فراموش! بعد گفت: اگه شوهر اومد خونه و ديد زنش حال نداره که برن خونه آقا ناصر اينها، بنده خدا رو زور نکنه که پاشو بريم پاشو بريم. بعد گفت که بايد به همسر خود احترام بگذاريم و براشون گل بخريم و از زحمات و زرشک پلوهائي که براي ما مي‌پزن تشکر کنيم. بعد دوباره آقاي روحاني اومدن و گفتند که: آن روزِي که رفتار شوهر با همسر از روي مهر و محبت نباشد، همانا آنروز بر زن و شوهر حرام است. به همسران خود احترام بگذازيد

بعد بهمون ياد دادن که چگونه سر صحبت را آغاز کنيم! يک نمايش نشون دادن با يک آهنگ زمينه رومانتيک. يه ميز گرد بود يه دختره اونطرف نشسته بود، يه پسره از اين طرف اومد با يه شاخه گل رز! شاخه گل رو گذاشت روي ميز و اينطرف ميز نشست. بعد هر دوتاشون خنديدن و عشوه اومدن! لبهاشون تکون ميخورد (يعني داشتن با هم حرف ميزدن!)‌ آهنگ رومانتيک هنوز بود! بعد تصوير آروم آروم رفت و دوباره اومد. اينبار ميز هنوز بود، گل هنوز بود، آهنگ رومانتيک هنوز بود، ولي اينور و اونور ميز کسي نبود!!! بعد دوباره آقاهه اومد و گفت: ديدين بهتون گفتم با همسر خود مهربون باشين بد نمي‌بينين؟؟!” خلاصه کلي آموزش ديديم، با چيزهاي ديگه!

و ما از اون به بعد در کنار همسرمون به خوبي و خوشي زندگي کرديم!

انشالله خدا نصيب همه کنه که ازدواج کنن! هيچي نداشته باشه، حداقل اين حسن رو داره که ميرين سر اين کلاسها و يه خورده ميخندين!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:46  توسط   | 

رمز بازی Max Payne 2 - The Fall of Max Payne

  از آيکون بازی يک شورتکات بسازيد. سپس روی آن رايت کليک کنيد و Properties رو بزنيد. در قسمت شورتکات، فيلد Target رو می‌تونيد ببينيد که اونجا آدرس بازی رو نوشته. در آخر آدرس علامت " مشاهده می‌کنيد. بعد از اون يک فاصله بگذاريد و عبارت developer- رو اضافه کنيد. حالا بازی رو از شورتکات تغيير داده شده شروع کنيد.سپس در محيط بازی کليد ~ رو فشار بديد تا کنسول بازی ظاهر بشه.اين رمزها رو تو کنسول بازی وارد کنيد و Enter رو فشار بديد...

بقيه در ادامه مطلب...

اگه رمز بازى خواستيد فقط كافيه نظر بدين.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:28  توسط ahura  | 

خرگوش كوچولو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:34  توسط ahura  | 

سوالات کنکور 87 لو رفت !

تذکر آيين نامه اى:

 ۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن، مخدوش کردن، سابيدن، ليس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم خريداری شده است،از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد!۴- آماده! اکشن!!!

 

۱) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟
الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد.
ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد!
ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟
د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی!

 

۲) مرواريد خليج فارس؟
الف) کيش     ب)پيشته     ج) چخه     د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن
)

 

۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟
الف) بوئينگ(
Booing)      ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345)
ج) بوئينگ بزرگ(
Booing707)      د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !!

  

۴) خواننده ی تپل ترک؟
الف) سيبيل کن  ب) سيبيل تراش   ج) ريش تراش  د) سه بيل و سه كلنگ تراش(
Mach 3)

 

۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟
الف) اتلتيکو بيل بااو
ب) اتلتيکو کلنگ با من
ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من
د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟


۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟
الف) کرروبی     ب) کورپاک کنی     ج) کچل شويی     د) همه ی موارد!

 

۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟
الف) کروات     ب) پاپيون     ج) دستمال گردن     د) هيچکدام(يقه وطنی
)

  

۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟
الف) ايلنا     ب) ايسنا     ج) خاله نسرين اينا     د) الجزيره اينا

 

۹) فوتباليست انگليسی؟

الف) اندی کول     ب) اندی زيربغل   

  ج) اندی سرشانه     د) اندی مرسی هيکل

 

۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی شود؟
الف) ساکسيفون   ب) کوله پشتی سيفون   ج) چمدون سيفون   د) فقط سيفون

 

۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟
الف) احمد الدوساری    

ب) حسن السه تبريز    

 ج) غضنفر الچهار قزوين    

د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو

  

۱۲) رئيس جمهور کوچولوی روسيه؟
الف) پوتين     ب) صندل     ج) دمپايی     د) نزن بابا  رفتم
!!!

 

۱۳) .................. بى تو سردمه ؟

الف) بخارى       ب) پتو          ج) آرش     د) دى جى على گيتور !!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:26  توسط ahura  | 

بد نیست بدونید...

·  يک سوسک حمام مي‌تونه 9 روز بدون سر زندگي کنه تا اينکه از گرسنگي بميره.!

·  يک کوروکوديل نمي‌تونه زبونش رو بيرون  بياره.!

· ذهن حلزون هر 3 ثانیه اطلاعاتش پاک میشه و حتی مي‌تونه 3 سال بخوابه.!

· به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

·  خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 تونست 40000$ صرفه‌جويي کنه.!

·  ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورن.!!

·  چشم‌هاي شترمرغ کمی از مغزش بزرگتره.!!

·  بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشن . کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شن.!!

·  کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کنه.!!

· پروانه‌ها با پاهاشون مزه ها رو مي‌چشن.!

·  گربه‌‌ها مي‌تونن بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنن در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!

·  تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتره!!

·  دوئل کردن در پاراگوئه آزاده ، به شرطي که طرفين خون خود را به گردن بگيرن.!

·  فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌تونن بپرن.!

· ‌ هر بار که يک تمبر را مي ليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.!

·  فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.!

·  I amکوتاهترين جمله کاملی که تو زبان انگليسيه 

·  اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.!

· تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستن.!

·  اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار بدين، کم کم رنگش سفيد مي‌شه.!

·  اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجون قهوه رو توليد کرديد.!

·  در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و مژه‌ها.!

·  کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.!

·  در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده .!

·  هيچ‌وقت نميتوني با چشمان باز عطسه کني.!

·  تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شن، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرن بيشتره.!

·  چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌ان، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند!!

· نام تمام قاره ها با همان حرفی که شروع می‌شود تمام می‌شود!

· مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است!
شما نمی توانید با حبس نفستان خود کشی کنید!

· محال است شما بتوانید آرنجتان را بلیسید!

· غیر ممکن است که توانید با چشم باز عطسه کنید!

· با از دست دادن تنها یک درصد از آب بدن تشنه می‌شوید!

· زنان دو برابر مردان پلک می‌زنند؟!

· هر تکه کاغذ را نمی توان بیشتر از ۹ بار تا کرد!!

· شیشه در اصل مایعی است که کند حرکت می‌کند!

· تنها قسمت بدن که خون ندارد قرینه چشم است!

· سوسک ها سریعترین جانوران شش‌پا هستند که با سرعت یک متر برثانیه می‌توانند حرکت کنند!

· خرگوش و طوطی بدون چرخاندن سر خود میتوتنند پشت سرشان را ببینند!

· هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد!

· فندک قبل از کبریت اختراع شد!

· تنها ۵۵ درصد مردم آمریکا میدانند خورشید یک ستاره است!

· اسب ها قادرند در حالت ایستده بخوابند!

· قلب میگو در سر آن است!

· موز پر مصرف ترین میوه در آمریکا می‌باشد!

· ۷۰ درصد فقیران جهان زنان هستند!

· در هر دو هفته یک بار یک زبان در دنیا منقرض می‌شود!

· گربه های خانگی ۷۰ درصد عمرشان خوابند!

· دارکوب قادر است ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزند!

· درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که به ۵۵ متر میرسد!

· پلنگ ها قادرند تا ارتفاع ۵ متر به بالا بپرند!

· اختراع پیچ گوشتی قبل از پیچ صورت گرفت!

· اگر تمام رگ های خونی را در کنار هم تقریبا۹۷۰۰۰ کیلومتر می‌شود!

· تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است!

· طول عمر مردم سوئد و ژاپن بیشتر از دیگر ملل جهان است!

·  فنلاند از 179 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است!

· زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند!

· از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است!

· نسان با خوردن 20 نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.

· بدن زنبورداران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش از صد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی نکنند.

· از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد،‌ اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.

· نور خورشید فقط تا عمق 400 متری آب دریا نفوذ می‌کند!

· سختی آب مشابه سختی بتن است!

· رعد و برقی به طول 6/1 کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:48  توسط ahura  | 

عجیب اما واقعی

اگه آدم عاشق اتومبيل
بوگاتي عتيقه باشه و پول خريدنش را نداشته باشه ، مي تونه مثل اين عاشق
بوگاتي ، مدل شني آن كلي از ديدنش كيف كنه!را در حياط خانه اش در « لوتوكه پاري پلاژ» فرانسه
بسازه و ...

اينهم از سرويس مدرسه براي
كودكان دلبندتان در محله پهار گنج شهر دهلي نو در هند. در عوض فكر نمي كنم
هزينه اش مانند ساير سرويس هاي مدرسه اشك والدين را در آورد!


كي گفته كه باربرهاي اسباب
كشي آدم هاي اهل مطالعه نيستند ، دستكم در شهر گان بلژيك آنها خيلي هم كتاب
خوان هستند!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:1  توسط   | 

المپياد رياضى بوزجانى

اين المپياد رياضي سوم راهنمائي هست كه 15 اسفند برگزار شده است.
براى دانلود گذاشتم.

لينك : http://erfankhosravi.persiangig.com/bozajani.rar
پسورد : www.2nd.blogfa.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:24  توسط ahura  | 

آيا مي دانيد؟....

فرق بلال و خيار چيست؟ بلال در فيلم ?محمد رسول الله? بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده

شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در ?تايتانيك? بازي نكردند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده

شجاع‌ترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی لرا رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

يك ترك را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: لطفاً بچرخانيد

چرا تركها نميتوانند يخ درست كنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش مي‌كنند

چرا تركها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

اگر در يك موسسه سطح بالا يك ترك ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده

چرا تركها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از ?سوراخ سوزن? رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش ?گره? داره
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:0  توسط ahura  | 

ساخت دو فولدر با نام یکسان در یک محل

حتمأ شما نیز میدانید که در داخل محیط ویندوز و در یک محیط خاص مانند دسکتاپ یا پوشه My Documents نمیتوان دو فولدر با نام یکسان ساخت. چرا که از نظر منطقی و آدرس دهی در داخل ویندوز این کار شدنی نیست. اما هم اکنون قصد داریم ترفندی ساده را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید در یک محل دو فولدر با یک نام کاملأ یکسان بسازید!
برای اینکار:
از طریق My Computer به محلی که قصد دارید دو فولدر با نام یکسان را بسازید بروید.
با راست کلیک و انتخاب New > Folder فولدر جدیدی ساخته و نام آن را به عنوان مثال Tarfandestan Iran بگذارید.
همان طور که میبینید در این نام بین دو واژه Tarfandestan و Iran یک فاصله توسط Space زده شده است.
حال مجددأ فولدر جدیدی ساخته و نام آن را این بار به صورت زیر قرار دهید:
واژه Tarfandestan را تایپ کنید سپس کلید Alt را گرفته و عدد 255 را وارد کنید (از کلیدهای سمت راست کیبورد استفاده کنید) ، خواهید دید که یک فاصله تایپ خواهد شد. حالا واژه Iran را وارد کنید.
با این کار شما دو فولدر با نام یکسان دارید که ظاهرأ نام یکسانی دارند اما در کاراکترهای وارد شده تفاوت باطنی وجود دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:55  توسط ahura  | 

فيلم‌هاى پرفروش تاريخ سينماى ايران

در اصل سينما زماني اقدام به توليد فيلم مي‌‌كند كه در گيشه بفروشد و اين يك امر جهاني است. در هاليوود، باليوود و ديگر كشورهاي دنيا از جمله ايران... همان‌طور كه مطلع هستيد فيلم «مسعود ده‌نمكي» با نام «اخراجي‌ها» ركورد گيشه را در تاريخ سينماي ايران شكست و شايد تا سال‌هاي ديگر اين ركورد دست نخورده بماند. با توجه به اين‌كه يك‌ماه و چند روز از اكران آن گذشته است، اما به فروش بالاي يك ميليارد دست پيدا كرده و هنوز روزهاي زيادي تا پايان اكران فيلم باقي مانده است.
    بسياري از كارشناسان مي‌‌گويند اين فيلم به مرز دو ميليارد فروش در گيشه خواهد رسيد، اما مي‌‌خواهيم براي شما پرونده فروش فيلم‌هاي سينماي ايران را به صورت سال‌نگار بگشاييم، تا شما خواننده گرامي بدانيد كه در سال‌هاي گذشته چه فيلم‌هايي توانست به فروش قابل‌توجهي برسد، اين موضوع را از 33 سال پيش باز مي‌‌كنيم، يعني سال 1363... با هم بخوانيم.
    
    سال 1363ميانگين بهاي بليت هفت تومان
    1- سناتور (مهدي صباغ‌زاده) با بازي فرامرز قريبيان و بيژن امكانيان. فروش: 276/539/6 تومان
    2- دادشاه (حبيب كاوش) با بازي سعيد راد و خسرو شكيبايي. فروش: 923/539/5 تومان
    
    سال 1364، ميانگين بهاي بليت هشت تومان
    1- عقاب‌ها (ساموئل خاچيكيان) با بازي سعيد راد و جمشيد هاشم‌پور. فروش: 419/666/15 تومان
    2- شهر موش‌ها (محمدعلي طالبي) كار عروسكي، فروش: 768/022/1 تومان
    
    سال 1365، ميانگين بهاي بليت ده تومان
    1- بايكوت (محسن مخملباف) با بازي مجيد مجيدي و زهره سرمدي. فروش: 645/123/9 تومان
    2- زنگ‌ها (محمدرضا هنرمند) با بازي محمد كاسبي و رضا چراغي. فروش: 124/983/6 تومان
    سال 1366، ميانگين بهاي بليت 12 تومان


    1- اجاره‌نشين‌ها (دارويش مهرجويي) با بازي عزت‌ا... انتظامي و اكبر عبدي. فروش: ميليون تومان
    2- گذرگاه (شهريار بحراني) با بازي خسرو شكيبايي و اردلان شجاع‌كاوه. فروش 890/075/10 تومان
    
    سال 1367، ميانگين بهاي بليت 15 تومان
    1- كاني‌مانگا (سيف‌ا... داد) با بازي فرامرز قريبيان و عبدالرضا اكبري. فروش: 537/285/110 تومان
    2- پرنده كوچك خوشبختي (پوران درخشنده)، امين تارخ و هما روستا. فروش: 556/353/10 تومان
    
    سال 1368، ميانگين بهاي بليت بيست تومان
    1- گلنار (كامبوزيا پرتوي)، غزل بانكي و شهلا رياحي. فروش: 16 ميليون تومان
    2- افق (رسول ملاقلي‌پور)، جهانبخش سلطاني و سيدجواد هاشمي. فروش: 000/500/15 تومان
    
    سال 1369، ميانگين بهاي بليت 25 تومان
    1- دزد عروسك‌ها (محمدرضا هنرمند)، اكبر عبدي و آزيتا حاجيان. فروش: 24 ميليون تومان
    2- خواستگاري (مهدي فخيم‌زاده)، هادي اسلامي و ثريا قاسمي. فروش: 000/105/22 تومان
    
    سال 1370، ميانگين بهاي بليت سي تومان
    1- عروس ( بهروز افخمي)، ابوالفضل پورعرب و نيكي كريمي. فروش: 38 ميليون تومان
    2- سفر جادويي (ابوالحسن داوودي)، اكبر عبدي و آزيتا حاجيان. فروش: 28 ميليون تومان
    
    سال جديد 1371، ميانگين بهاي بليت 35 تومان
    1- ديگه چه خبر‌(تهمينه ميلاني)، ماهايا پطروسيان و دانيال حكيمي. فروش: سي ميليون و پانصد هزار تومان
    2- دو نميه سيب (كيانوش عياري)، ليلا و مريم مصدقي. فروش: 37 ميليون تومان
    
    سال 1372، ميانگين بهاي بليت پنجاه تومان
    1- هنرپيشه (محسن مخملباف)، اكبر عبدي و فاطمه معتمدآريا. فروش: 000/575/50 تومان
    2- افعي (محمدرضا اعلامي)، جمشيد هاشم‌پور و بهاره رهنما. فروش: 320/518/49 تومان
    
    سال 1373، ميانگين بهاي بليت شصت توماني
    1- كلاه قرمزي و پسرخاله (ايرج طهماسب) ايرج طهماسب و فاطمه معتمدآريا. فروش: 500/041/171 تومان
    2- همسر (مهدي فخيم‌زاده)، مهدي هاشمي و فاطمه معتمدآريا. فروش: 270/336/71 تومان
    
    سال 1374، ميانگين بهاي بليت 85 تومان
    1- مي‌‌خواهم زنده بمانم (ايرج قادري)، فرامرز قريبيان و فاطمه گودرزي. فروش: 800/660/80 تومان
    2- روسري آبي (رخشان بني‌اعتماد)، عزت‌ا... انتظامي و فاطمه معتمدآريا. فروش 100/115/633 تومان
    
    سال 1375، ميانگين بهاي بليت 125 تومان
    1- خواهران غريب (كيومرث پوراحمد)، خسرو شكيبايي و افسانه بايگان. فروش: 000/000/141 تومان
    2- ليلي با من است (كمال تبريزي)، پرويز پرستويي و محمود عزيزي. فروش: 000/000/105 تومان
    
    سال 1376، ميانگين بهاي بليت 135 تومان
    1- آدم‌برفي (داود ميرباقري)، اكبر عبدي، پرستويي، داريوش ارجمند و شريفي‌نيا. فروش: 000/000/125 تومان
    2- ليلا (داريوش مهرجويي)، ليلا حاتمي و علي مصفا. فروش: 92 ميليون تومان
    
    سال 1377، ميانگين بهاي بليت 265 تومان
    1- مرد عوضي (محمدرضا هنرمند)، پرستويي، معتمدآريا و بايگان. فروش: 410 ميليون تومان
    2- آژانس شيشه‌اي (ابراهيم حاتمي‌كيا)، پرستويي و رضا كيانيان. فروش: 171 ميليون تومان
    
    سال 1378، ميانگين بهاي بليت سيصد تومان
    1- قرمز (فريدون جيراني)، فروتن و هديه تهراني. فروش: 375 ميليون تومان
    2- دو زن (تهمينه ميلاني)، نيكي كريمي، فروتن و آتيلا پسياني. فروش: 325 ميليون تومان
    
    سال 1379، ميانگين بهاي بليت 350
    1- شوكران (بهروز افخمي)، فريبرز عرب‌نيا و هديه تهراني. فروش: 383 ميليون تومان
    2- عينك دودي (محمدحسين لطيفي) ايرج طهماسب و فاطمه معتمد‌آريا. فروش: 360 ميليون تومان
    
    سال 1380، ميانگين بهاي بليت 450 تومان
    1- سگ‌كشي (بهرام بيضايي)، مژده شمسايي و مجيد مظفري. فروش: 323 ميليون تومان
    2- پارتي (سامان مقدم)، علي مصفا و هديه تهراني. فروش: 310 ميليون تومان
    آنچه خوانديد فروش فيلم‌ها در اكران تهران بود و آمار دقيقي از فروش كل فيلم‌‌ها در ايران نيست،حال آمار سال‌هاي 1381 تا سال 1385 كه فروش كلي فيلم‌ها در ايران را در اختيارتان مي‌‌گذارد.
    
    سال 1381، ميانگين بهاي بليت 550 تومان
    1- كلاه قرمزي و سروناز (ايرج طهماسب)، ايرج طهماسب، معتمدآريا و جبلي. فروش: 542 ميليون تومان
    2- نان و عشق و موتور هزار (ابوالحسن داودي)، عبدي، بهاره رهنما و سروش صحت. فروش: 395 ميليون تومان
    
    سال 1382، ميانگين بهاي بليت 650 تومان
    1- توكيو بدون توقف (سعيد عالم‌زاده)، مهران مديري و پانته‌آ بهرام. فروش: 433 ميليون تومان
    2- عروس خوش‌قدم (كاظم راست گفتار)، پطروسيان و پيروزفر. فروش: 360 ميليون تومان
    
    سال 1383، ميانگين بهاي بليت هفتصد تومان
    1- مارمولك (كمال تبريزي)، پرويز پرستويي. فروش: 779 ميليون تومان
    2- دوئل (احمدرضا درويش)، پژمان بازغي، كامبيز ديرباز و هديه تهراني. فروش: 627 ميليون تومان
    
    سال 1384، ميانگين بهاي بليت نهصد تومان
    1- مكس (سامان مقدم)، گوهر خيرانديش و رامبد جوان. فروش: 480 ميليون تومان
    2- چهارشنبه‌سوري (اصغر فرهادي) هديه تهراني. فروش: 417 ميليون تومان
    
    سال 1385، ميانگين بهاي بليت هزار تومان
    1- آتش‌بس (تهمينه ميلاني)، مهناز افشار و محمدرضا گلزار. فروش: يك ميليارد و ده ميليون تومان
    2- ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور)، گلشيفته فراهاني. فروش: 535 ميليون تومان
    
    آنچه كه خوانديد فروش تقريبي فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:49  توسط ahura  | 

مدرسه جای خوبی است به خدا

در مدرسه آدم باشيد

 

 

 

 به خودتان تلقین کنید مدرسه خوب است، آدم در آنجا علم و دانش یاد می‌گیرد، با دوستاني جديد آشنا می‌شود، آماده‌ي ورود به عرصه‌ي اجتماع می‌شود و از این چیزها. انشاء‌ا... مصیبت‌تان تسکین پیدا می­کند. گذشته از این، باور کنید مدرسه این‌قدرها هم بد نیست. باور نمی‌کنید؟

 

- داخل کلاس تخمه نخورید.اگر نمی­توانید جلوی خودتان را بگیرید از تخمه کدو که آلودگی صوتی کمتری ایجاد می­کند استفاده کنید.

 

- وقتی مشخص شد که در کدام کلاس مستقر خواهید شد، قبل از هر چیز یک نیمکت خوب برای خودتان انتخاب کنید.

 

- بی خاصیت نباشید. اگر می‌خواهید برای خودتان شخصيت داشته باشید، یا میزهای اول کلاس را انتخاب کنید یا میزهای آخر را. میزهای وسط کلاس هیچ تشخّصی ندارند.

 

- به محض این‌که میزتان را انتخاب کردید با کندن یک یادگاری گنده، آن را مال خود کنید.

- دقت داشته باشید که زیر یادگاری‌تان را با اسم مستعار امضا کنید. ناظم‌ها درکی از آثار هنری ندارند و ممکن است شما را بابت فعالیت‌های هنری‌تان مجازات کنند.


 

- سعی کنید ناظم مدرسه هر چه دیرتر شما را بشناسد. این کار برای سلامتی شما مفیدتر است.

 

- همین ابتدای کار، بچه مثبت‌ها و نیز بچه شرهای کلاس را شناسایی کنید و با آنها طرح دوستی بریزید. بچه‌های شر برای طول سال تحصیلی و بچه‌های درسخوان برای فصل امتحانات مفید هستند.

- مدرسه علاوه بر محل درس خواندن، جایی برای یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی هم هست. شما باید از همین حالا راه و روش زندگی موفق در اجتماع را یاد بگیرید.پس در اسرع وقت بچه مایه‌دارها وخلاف‌های کلاستان را پیدا کنید و یک باند خفن درست کنید.بقیه‌اش را در طول کار، خودتان یاد می‌گیريد.


- برای رد گم کنی گاهی هم درس بخوانید.

- با ماژیک معمولی روی تخته وایت­بورد چیزی ننویسید. مگر مرض دارید؟

- به حرف­هایی که معلم­تان در کلاس می­زند گوش کنید. او برای شما صحبت می­کند.

- کاریکاتور معلمتان را نکشید، مگر در صورتی که با مدیر مدرسه آشنا باشید.

- کاریکاتور مدیرتان را نکشید. مگر در صورتی که با رئیس اداره آموزش و پرورش آشنا باشید.

- اگر آقازاده هستید کاریکاتور هرکس را که عشقتان کشید بکشید.

 - در مدرسه از نارنجک استفاده نکنید. جنگ سالهاست که تمام شده است.

- برای تصحیح نمرات کارنامه­تان از خودکار همرنگ استفاده کنید.

- اگر می­خواهید نمره­های 4، 5، 6، 7، یا 8 کارنامه­تان را اصلاح کنید، این کار را با گذاشتن عدد صفر در سمت راست نمره انجام ندهید. حواس­تان باشد که حداکثر نمره در ایران 20 استو نمره­های 40، 50، 60، 70 یا 80 می­تواند شک والدین­تان را برانگیزاند. در این موارد از عدد یک در سمت چپ نمرات مذکور استفاده کنید.

- در دستشویی مدرسه سیگار نکشید. اصلاً مگر بچه توی این سن سیگار می­کشد؟

 

- پس از ورود به کلاس یا خروج از آن در را پشت سرتان به هم نکوبید. شاید معلم­تان مشکل اعصاب داشته باشد.

نويسنده :‌ محمدرضا رحمانى - صداى پاى آب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:5  توسط ahura  |